یک مطلب هم کم و بیش با حال و هوای ماه رمضان بنویسم..یکی از اولین چیزهایی که در خارج از کشور خیلی ها متوجه آن می شوند و یا دست کم من تا حدود زیادی و از نزدیک آنرا دیدم وجود و حاکمیت سنت های الهی است... منظورم اینست که انسان به راحتی متوجه می شود بسیاری از سنت های الهی صرف نظر از اینکه شما مسلمان یا مسیحی یا حتی کافر باشید در مورد شما و جامعه شما اجرا می شود.. به عنوان مثال خوش قلبی و مهربانی ، دانم الخمر یا الکلی شدن ، نوع رفتار با خانواده  ، نوع دوستی و کمک به مردم ، وفاداری به همسر و یا مسائلی مثل دوری از اسراف  همگی از جمله مسائلی است که آثار آنها را به راحتی و با کمی دقت می شود در زندگی فردی و اجتماعی در کشوری غربی هم به وضوح دید.

در مدت چند سال در انگلیس افرادزیادی را دیدم و با آنها آشنا شدم که زندگی اشان یا حوادث زندگی اشان به وضوح نتیجه همین سنت های الهی بود.

به عنوان مثال با چند نفر آشنا شدم که به علت مراعات بعضی از مسائل و با وجود داشتن زندگی ساده و بی آلایش ، به شدت احساس خوشبختی می کردند.-. یعنی همان احساسی که آرزوی بسیاری از مردم دنیا است.- ..و یا خیلی از مردم هم وضعیت عکس را داشتند..

جالب است که شیوه زندگی و احساس خوشبختی یکی از این افراد که در انجا با او اشنا شدم، خیلی شبیه بود به احساسات فردی که چند سال قبل در یکی از روستاهای شهر فردوس دیده بودم!

به هر حال خوشبختی و یا بهتر بگویم احساس شادی و خوشبختی ( و نه احساس سرخوشی و سرمستی) قطعا یکی از بزرگترین مواهب الهی است که همانطور که عرض کردم خداوند به افرادی که می خواهد و البته بر اساس همین سنت ها می دهد...

این هم را همین جا بگویم که در کشوری غربی مثل انگلیس بر خلاف انچه بعضی از ما فکر می کنیم ..اغلب مردم خیلی کمتر از ما در فکر زندگی تجملاتی هستند و از این جهت خیلی راحت زندگی می کنند..

 

این مطلب طولانی شد ولی خیلی نکات انرا هنوز ننوشته ام..