تبليغاتX
در جستجوي زمان از دست رفته - روز جهانی کودک و پروانه
یادداشت ها، دل نوشته ها و خاطرات بهروز میرورزنده - خبرنگار و مترجم صدا و سیما
 روز جهانی کودک و پروانه
 

ظاهرا امروز یا دیروز یا یکی از این روزها روز جهانی کودک بود. زمان ما که از این صحبت ها و مراسم نبود. الان هم خیلی جاها فکر این حرف ها را هم نمی کنند.. بماند..

به هر حال. در همان دوران کودکی یک روز من و دو نفر از دوستانم برای گرفتن چند پروانه تصمیم گرفتیم به مزارع نزدیک خانه امان در حاشیه شهر مشهد برویم. تا ظهر با کیسه های پلاستیکی بیست سی پروانه کوچک و بزرگ جمع کردیم و به منزل برگشتیم. در فکر بودیم که چطور می توانیم این پروانه ها را نگه داریم یا به عبارتی خشک کنیم که ناگهان با رجوع به دایره المعارف سرشار شخصی، به طور همزمان در مغز هر سه ما فکری جرقه زد..    در کمتر از پنج دقیقه هر سه آماده بودیم در حالی که یک سیم برق که یک طرف آن در پریز بود در دست من بود و دوستم هم یکی از پروانه های درشت تر را در دست گرفته بود..   ادامه ماجرا مشخص است.. 

بعد از آن چیزی که یادم می آید یک جرقه شدید بود و صدای خیلی بلند و قطع شدن برق منزل ما و شاید تا چندین خانه آن طرف تر! و البته همینطور صدای فریاد خواهر بزرگم از طبقه بالا که چه کار می کنید شما ها؟؟

من و دوستانم چند دقیقه با حالتی عجیب و چشمانی باز فقط به همدیگر نگاه می کردیم. از پروانه بیچاره مذکور کوچک ترین اثری پیدا نکردیم.  شاید به همین خاطر تصمیم گرفتیم پروانه های دیگر را آزاد کنیم...

 

بعد ها فکر می کردم پروانه عجب موجود ظریفی است!

 

|+| نوشته شده توسط بهروز ميرورزنده در سه شنبه 1386/07/17  |
 
 
بالا
Locations of visitors to this page