تبليغاتX
در جستجوي زمان از دست رفته
یادداشت ها، دل نوشته ها و خاطرات بهروز میرورزنده - خبرنگار و مترجم صدا و سیما
 تانک و پليس!

 

دو سه روز پيش وقتي در حال رانندگي بودم شنيدم که راديو بحث داغي را درباره شلوغي خيابان ها و ارتباط آن با مقررات رانندگي و همينطور نظارت پليس و الگوپذيري از اين ماموران زحمت کش پخش مي کند. همان موقع دو خاطره جالب يادم آمد. اولي اينکه در فروردين سال 1382 يکي دو هفته بعد از آغاز اشغال عراق به بصره رفته بودم.. در آن روزها خيابان ها خيلي خلوت بود چون هنوز تقريبا حالت جنگي در اکثر شهرها حاکم بود. در عين حال برق چراغ هاي راهنمايي در بعضي چهارراه هاي بصره وصل شده بود و اين چراغ ها کار مي کرد..

 

يک روز صبح به همراه دو سه نفر از همکاران براي تهيه گزارش با پاترول به سمت جنوب بصره حرکت کرديم.. به سر يک چهارراه نسبتا بزرگ که رسيديم ناگهان ديديم يک تانک انگليسي سر چهارراه در خيابان سمت راست ما ايستاده و يک سرباز هم با مسلسل کله اش را از آن بيرون آورده است.   با ديدن تانک که البته به شکل غير منتظره اي آنجا ايستاده بود راننده ما ناگهان پا را روي ترمز گذاشت..    در شرايطي که آن طرف ها پرنده هم پر نمي زد، ما و سرباز انگليسي و احتمالا راننده درون تانک مدتي با ترديد و تعجب و شايد هم ترس به هم نگاه کرديم..ترس ما وقتي بيشتر شد که سرباز بالاي تانک، لوله مسلسل را کمي به طرف ما چرخانيد... بعد از لحظاتي پر اضطراب! ناگهان چراغ راهنمايي جلوي ما قرمز و طبيعتا چراغ مقابل تانک اشغالگر سبز شد و آن تانک هم بلافاصله راه افتاد و از مقابل ما عبور کرد..تازه فهميديم در آن چند دقيقه آن تانک جنگي منتظر سبز شدن چراغ بوده است!

 

 

خاطره دوم هم اينکه چند ماه پيش وقتي در گردنه هاي باريک جاده هراز رانندگي مي کردم، يک خودروي پليس راه به رانندگي دو مامور جوان که احتمالا پليس هاي زحمت کش وظيفه بودند با سرعت دست کم 140 کيلومتر از من و چند خودروي ديگر سبقت گرفت.. چند کيلومتر جلوتر ديدم جاده بسته شده، بعد از پرس و جو متوجه شدم خودرويي که از روبرو مي آمده با ديدن خودروي پليس در حال سبقت، مجبور شده به سمت راست منحرف شود و به گاردريل هاي کنار جاده برخورد کرده ..  خوشبختانه کسي آسيب نديده بود.. اين بار!

 

|+| نوشته شده توسط بهروز ميرورزنده در شنبه 1386/11/27  |
 سياست اجانب
 

براي جبران گزارشي به زبان اجانب! در اين مطلب، متن سخنراني لرد مکولي سياستمدار انگليسي را در پارلمان انگليس درباره روش استعماري کشورش در هند انتخاب کردم. اين سخنراني همانطور که مي بينيد در ۲ فوريه ۱۸۳۵ ايراد شده است.

اين سياستمدار انگليسي تاکيد کرده است که "براي تسلط بر هند بايد ميراث معنوي و فرهنگي آنرا نابود کنيم و بنابراين من پيشنهاد مي کنم نظام آموزشي و فرهنگ اين کشور را از بين ببريم زيرا اگر هندي ها فکر کنند که  آنچه خارجي و انگليسي است خوب و بهتر از مال خودشان است، اعتماد به نفس و فرهنگ ملي خود را از دست مي دهند و آن چيزي مي شوند که ما مي خواهيم، يک ملت کاملا تحت سلطه."

 

|+| نوشته شده توسط بهروز ميرورزنده در یکشنبه 1386/11/07  |
 يک گزارش به زبان اجانب
 

اگر حوصله داشتيد گزارش ديگري را که از طرف صدا و سيما براي CNN   ساخته ام و اوائل اين هفته پخش شد در وبلاگ انگليسي بنده تماشا کنيد. البته بايد عرض کنم اين گزارش نسبت به شش هفت گزارش ديگري که قبلا براي بخش World Report  در CNN   ساخته بودم چندان جالب از آب درنيامد.. شايد علت، حذف 10 – 15 ثانيه از آن توسط CNN   و يا عجله ناخواسته در ساخت آن باشد.

در ضمن خودتان بهتر مي دانيد براي تماشاي اينطور فيلم ها بهتر است بعد از کليک کردن روي دکمه play  اجازه دهيد فيلم کاملا داونلود شود يا درواقع خط پاييني کاملا پر شود.

|+| نوشته شده توسط بهروز ميرورزنده در چهارشنبه 1386/11/03  |
 
 
بالا
Locations of visitors to this page